RSS

شک نکن؛ نخونی از دست دادیش...
بار اول که دیدمش تو کوچه بود با موهای بلند خرمایی، اومد طرفم و گفت: داداشی میای بازی کنیم..؟ بیا دیگه، از چشمای نازش التماس میبارید...
خیلی کوچک بودم اما دلم لرزید 3سال ازش بزرگتر بودم.. قبول کردم و کلی بازی کردیم. آخرش گفت: تو بهترین داداشه دنیایی...
گذشت...
هر روز خودم تا مدرسه میبردمش، هر روز به عشقه دیدنش بیدار میشدم، اما او همیشه میگفت: تو بهترین داداشه دنیایی...
داغون میشدم که عشقم منو داداش صدا میکنه...
گذشت و گذشت...
شب عروسیش خودم راهیش کردم، ماشینه خودم شد ماشینه عروسش و من رانندشون... خودم اشکاشو پاک کردم با چشمای گریون گفت: تو بهترین داداشه دنیایی..
گذشت...
تصادف کرد و واسه همیشه رفت... خودم زیره تابوتشو گرفتم، میدونستم اگه بود میگفت: بهترین داداشه دنیام..
رفت و حتی یه بار هم نتونستم بگم دوسش دارم...
یه شب شوهرش دفترخاطراتشو برام آورد... چشاش پره اشک بود وقتی خوندمش نا بود شدم...
نوشته بود: داداشی عاشقت بودم. اما میترسیدم بهت بگم، کاش زودتر از تو بمیرم تا اینو بخونی..
داداشی بهم فحش ندیا... عاشقتم..


برچسب ها : ,,,,,,,,,


دوستم تعریف میکرد:
یه بار سوار تاکسی شدم ، صندلی جلو هم یه زنه با یه بچه شیطون تو بغل نشست .
بد جور ترافیک بود .
بچه مدام داشت با کلید بخاری و ، ضبط و اینا بازی میکرد.
مامانش هم هی میگفت : " نکن بچه جون ، نکن "
به بابا میگم ها....
بچه هم که خیلی پررو بود گفت :
" باشه تو بگو ، منم میگم دیروز تو آشپزخونه گوزیدی " 
خداییش بیچاره زنه ، سرخ شد ، کبود شد ، یه 5000 تومنی گذاشت رو داشبورد خواست تو ترافیک سریع پیاده بشه که ، یه ماشین از اونور اومد در تاکسی رو با خودش برد.
حالا راننده تاکسیه اومده پایین ، یه نگاه به در میکنه ، یه نگاه به زنه
میگه : 
" خانم، منم میگوزم، ( یه اشاره به ماها که پشت نشستیم کرد ) اینام میگوزن، همه ملت میگوزن، در رو چرا اینطوری کردی؟؟؟؟!!!
برچسب ها : ,,,,,

نظرسنجی
    بهترن گروه طراحی چت کدام میباشد





آمار وبلاگ
» بازدید امروز : 1
» افراد آنلاین : 1
» بازدید دیروز : 1
» بازدید ماه : 8
» بازدید سال : 79
» کل بازدیدها : 1851
» مجموع اعضا : 0
» تعداد مطالب : 14
» تعداد نظرات : 5
کد های کاربر